<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نوشته های سبز و لیمویی</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com</link>
<description>هر چیز که در جستن ِ آنی، آنی!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 16 Sep 2016 16:09:04 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>می خوام بگذرم ولی نمی خوام..</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/46</link>
<description>امروز رو فراموش نخواهم کرد. 26 شهریور ِ 95 ی که بر من گذشت رو از یاد نخواهم برد. الدنیا سجن المومن .. فقط کاش که مومن باشم و اینجا هم زندان.</description>
<pubDate>Fri, 16 Sep 2016 16:09:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/46</guid>
</item>
<item>
<title>به کی سلام کنم؟</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/45</link>
<description>همیشه همین جور بوده. با یه سلام شروع می‌شه. سلامی که تو به ساده ترین وجه ِ ممکن گفتی ولی بعدا پیچیده ترین هارو رغم زده. خیلی سخت بود نگه داشتن ِ این سلام و نگفتنش. دوستی که که بیشتر از یک ساله ازش بی‌خبری اما می‌دونی نباید بهش بگی سلام. هر چند که دلت خیلی برای صفا و صمیمیتش تنگ شده. ولی این فاصله به نفع ِ خودشه. دوستی که از اول دبستان با هم بودید و از وقتی دانشجو شدید از هم فاصله گرفتید اما می دونی نباید بهش بگی سلام.</description>
<pubDate>Tue, 14 Jun 2016 07:43:30 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/45</guid>
</item>
<item>
<title>هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/44</link>
<description>شروع ماه رمضان و حتی فکر کردن به ماه رمضان حس های زیادی را در ما زنده می‌کند و همه ما خاطرات بی‌شماری از ماه رمضان داریم. از ربنای شجریان تا تیترا‌ژ ِ پارسال ماه عسل در ذهنمان مرور می شود. سفره های سحری و افطار، شله زرد و آش نذری، مهمانی های خاطره انگیزی که دعوت شدیم. سریال های زیادی که بندمان کردند به تلویزیون، از او یک فرشته بود و صاحبدلان تا پایتخت و مادرانه. یاد پدربزرگ و مادربزرگ هایی می‌افتیم که زمانی همه دور هم پای سفره افطارشان می‌نشستیم و اکنون از</description>
<pubDate>Tue, 07 Jun 2016 19:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/44</guid>
</item>
<item>
<title>در دلم اناری بود که می‌تپید</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/43</link>
<description>کاش انقدر بزرگ شده بودم که حرف های خدا را بشنوم. واضح ِ واضح بشنوم و بدانم به چه راضی است. مثلا دل ِ ما آدم ها را هر چه شکسته تر دوست دارد و غروررمان را لگدکوب تر. که با تضرع به در ِ خانه اش برویم و هی صدایش بزنیم و بخواهیم که مرهم ِ این دل شود. یا اینکه دوست دارد به کل کسی غیر ِ او را راه ندهیم به دل مان که آخرش دلمان بشکند و غُرش را به خدا بزنیم. شاید اصلا اینگونه می‌شود که راه ِ خانه خدا را پیدا می‌کنیم و هِی می‌خواهیم با او حرف بزنیم، چون اصلا غیر ِ او</description>
<pubDate>Sat, 04 Jun 2016 07:38:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/43</guid>
</item>
<item>
<title>تاوان ِ عشق را دل ِ ما هرچه بود داد ..</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/42</link>
<description>اولین مطلبی که در فضای مجازی و وبلاگ سابقم نگاشتم یک شعر ِ کپی پِیست شده بود با شروع ِ این ترانه بوی نان نمی‌دهد ! در تاریخ 25 مرداد ِ 87، ساعت ِ 12:39 ظهر. توسط ِ یک دختر ِ ساده دل ِ کنجکاو. که تازه پا به دبیرستان گذاشته بود که پایش به فضای مجازی باز شد. با خواندن هر کامنت از افراد ناشناس که بعدها برایش شناسا شدند چنان ذوق می کرد که انگار دست به اکتشاف مهمی زده و مطالعات و پژوهش های به شدت علمی اش ثمر داده است! گفتم افراد ِ ناشناس برایم شناسا شدند ..</description>
<pubDate>Tue, 24 May 2016 13:28:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/42</guid>
</item>
<item>
<title>تمبل خانوم تصمیم گرفت پست بذاره !</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/41</link>
<description>بالاخره بعد از صد سال میرسیم سر وقت پست مشهد. ما دوشنبه ساعت یازده شب رفتیم راه آهن تهران. هشت نفر بودیم که بلیط فقط به اسم چهار نفرمون بود. با خوندن ِ کلی حدیث و آیه از گیت رد شدیم و کارت شناسایی همون چهارتا رو فقط دیدند. سه نفرمون هم تو کرج سوار شده بودند. قرار بود قطار ساعت یه ربع به دوازده برسه تهران ولی ساعت یک و خورده ای اومد چون یک عدد آدم رو بعد از کرج زیر گرفته بود :| بعد از اون مشکل خاصی پیش نیومد و ساعت ِ یک ظهر اینا رسیدیم مشهد.</description>
<pubDate>Wed, 19 Feb 2014 18:59:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/41</guid>
</item>
<item>
<title>:&apos;(</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/40</link>
<description>میخوام پست ِ سفر ِ مشهد رو بذارم .. ولی حال بدی دارم ، حال گریه .. دلم برای وبلاگم تنگ شده .. برای دختر زحمتکش ، برای آدما ، برای کامنتام .. و میدونم کسی درکم نمیکنه. ولی مهم نیست !</description>
<pubDate>Sun, 16 Feb 2014 13:16:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/40</guid>
</item>
<item>
<title>٣</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/39</link>
<description>من آسمان ِ پر از ابرهای دلگیرم .. اگر تو دلخوری از من ، من از خودم سیرم :(</description>
<pubDate>Mon, 10 Feb 2014 07:20:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/39</guid>
</item>
<item>
<title>٢</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/38</link>
<description>دلم گرفته هوای انار کرده دلم هوای گریه ی بی اختیار کرده دلم ...</description>
<pubDate>Sun, 09 Feb 2014 17:37:38 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/38</guid>
</item>
<item>
<title>:/</title>
<link>https://ghatele-anar.blogfa.com/post/37</link>
<description>من نمی دونستم بلاگرها هم مثل خرس ها خواب زمستانی دارند ：| توی این شیش هف سالی که وبلاگ داشتم هیچ وقت نرفته بودید خواب زمستونی ：/ نکنه تو صف سبد مبدید ؟!؟</description>
<pubDate>Fri, 07 Feb 2014 07:38:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghatele-anar</dc:creator>
<guid>ghatele-anar.blogfa.com/post/37</guid>
</item>
</channel>
</rss>
