رسول خدا(ص) در حالي كه سرش بر روى سينه ام بود قبض ِ روح گرديد، و جان ِ او در كف ِ من روان شد، آن را بر چهره خويش كشيدم. متصدى غسل پيامبر (ص) من بودم، و فرشتگان مرا يارى مى كردند، گويا در و ديوار ِ خانه فرياد مي زد. 
گروهى از فرشتگان فرود مى آمدند و گروهى ديگر به آسمان پرواز مى كردند، گوش ِ من از صداى آهسته آنان كه بر آن حضرت نماز مى خواندند، پر بود، تا آنگاه كه او را در حجره اش دفن كرديم...
چه كسى با آن حضرت در زندگى و لحظات ِ مرگ از من سزاوارتر است؟ پس مردم با دل ِ بينا حركت كنيد، و نيت ِ خويش را در جهاد با دشمن راست بداريد. سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست، من بر جاده حق مي روم، و دشمنان ِ من بر پرتگاه ِ باطلند، مى گويم آنچه را مى شنويد، و براى خود و شما از خدا طلب آمرزش دارم.

+ امّا شما عين ِ خيالتان نباشد .. در سقيفه مشغول باشيد! فقط ، مادرمان را آزار ندهيد ...
+ از تاریخ سر رشته ای ندارم ، در تقویم های دیگر هم چیزی ندیدم. اماّ در تقویم خودم فردا روزی را نوشته بود : شهادت ِ محسن ابن علی(ع) ..